ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٨: بیا که با سر زلف تو کارها دارم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/09 16:18 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان انوری ابیوردی, شعر کهن
بــیــا کــه بــا ســر زلــف تــو کــارهــا دارمز عشق روی تـو در سر خـمارها دارم
بـیـا کـه چـون تـو بـیایی بـه وقـت دیدن تـوز دیـدگــان قــدمــت را نــثــارهـا دارم
بـیا کـه بـی رخ گـلـرنـگ و زلـف گـل بـویتشکسته در دل و در دیده خارها دارم
بــیـا کــه در پــس زانـو ز چــنــد روز فــراقهـزار ســالـه فـزون انـتــظــارهـا دارم
چـو آمـدی مرو از نزد من کـه در همه عـمربـه بـوسـه بـا لب لعلت شمارها دارم
نـه جـور بــخـت مـن و روزگـار مـحـنـت تــوذخـیـره هـای بــسـی روزگـارهـا دارم
مرا ز یاد مبـر آن مبـین کـه در رخ و چـشـمز گـوش و گــردن تــو یـادگــارهـا دارم
خطاست اینکه همی گویم این طمع نکنمکه دسـت بـرد طـمع چـند بـارها دارم
قـرارهای مـرا بـا تـو رنـگ و بـویی نـیسـتکــه بــا زمــانــه ایـنــهـا قــرارهـا دارم
زکـار خـویـش تــعـجـب هـمـی کـنـم یـاربچــو نـاردان فـروبــسـتــه کـارهـا دارم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.