ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٢٤: من که باشم که تمنای وصال تو کنم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/09 16:19 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان انوری ابیوردی, شعر کهن
مـن کـه بـاشـم کـه تـمـنـای وصـال تـو کـنـمیا کیم تـا که حـدیث لب و خـال تـو کـنم
کـس بــه درگـاه خــیـال تــو نـمـی یـابــد راهمـن چـه بـیهوده تـمـنای وصـال تـو کـنم
گـلـه عـشـق تــو در پــیـش تـو نـتـوانـم کـردساکتم تا که شبـی پـیش خیال تو کنم
از ســر مـردمـیـی گــر تــو کــلـاهـی نـهـیـممردم چـشم و سـرم طرف دوال تـو کنم
ور بــه چـشـم تــو درآیـد سـخـنـم تــا بــزیـمدر غـزلها صـفـت چـشـم غـزال تـو کـنم
شعر من سحر شد و شد به کمال از پی آنکه همی وصف جمالت بـه کمال تو کنم
چـشم تـو سحـر حـلالسـت و حـرامست مراشاعری هرچه نه بر سحر حلال تو کنم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.