ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



در مدح امیر سید مجدالدین ابوطالب

RSS
تغییر یافته در 2011/08/10 00:22 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان انوری ابیوردی, شعر کهن
زان پـس که قضـا شـکل دگر کرد جـهان راوز خـاک بـرون بـرد قـدر امن و امان را
در بـلـخ چـه پـیـری و جـوانـی بـهـم افـتـاداسـبـاب فراغـت بـهم افـتـاد جـهان را
چـون بــخـت جـوان و خـرد پــیـر گـشـادنـدبـر منفعـت خـلق در دسـت و زبـان را
پـیوسـتـه ثـنـا گـفـت فـلـک هـمـت ایـن راهمواره دعـا گـفـت ملـک دولـت آن را
ایـن مـزرعـه تــخــم ســخــا کـرد زمـیـن راوان دفــتــر آیــات ثــنــا کــرد زبـــان را
آن دیـد جــهـان از کــرم هـر دو کــه هـرگـزدر حـصـر نیاید نه یقـین را نه گـمان را
نـزد تــو اگـر صـورت ایـن حــال نـهـانـسـتبـر رای تـو پـیدا کـنـم این راز نـهـان را
بـوطـالـب نعـمـه چـو شـهاب زکـی از جـودیک چند کم آورد چه دریا و چه کان را
چون دست حوادث در این هر دو فروبستدربـست جـهان بـاز ز امساک میان را
آن بـود کـه بـحـر کـرمـش زود بـرانـگـیخـتاز لـجــه کـف ابــر چــو دریـای روان را
تـا بـر دهن خـشـک جـهان نـایژه بـگـشـادوز بــیـخ بــزد شـعـلـه نـار حــدثــان را
ورنـه کـه بـه تـن بـاز رسـانیدی از این قـومبـاکتـم عدم رفته دو صد قافله جان را
الـقــصــه از ایـن طــایـفــه کــز روی مـروتآســان گــذرانــنــد جــهـان گــذران را
زیــر فـــلــک پـــیــر ز پـــیــران و جـــوانــاناو ماند و تـو دانی کـه نماند دگـران را
بـختـیست جـوان اهل جهان را بـه حقیقتیارب تـو نگهدار مر این بـخت جـوان را



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.