ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/09 16:36 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان انوری ابیوردی, شعر کهن
چـون مـراد خـویـش را بـا مـلـک ری کـردم قـیـاسدر خــراسـان تــازه بــنـهـادم اقـامـت را اسـاس
چـون غـنـیـمـت را مـقـابـل کـرده شـد بـا ایـمـنـیعـقل سـی روز و طـمع ماهی بـود راسـابـراس
ای طـمع از خـاک رنگین گـر تـهی داری تـو کـیسوی طـرب از آب رنگین گـر تـهی داری تـو کـاس
وی دل ار قـومـی نـکـردنـد از تــو یـاد انـدر رحــیـلعـیب نـبـود زانـکـه از اطـوار نـشـنـاسـنـد نـاس
تـا خـداونـدی چـو مـجـد دولـت و دین بـوالـحـسـنحق شناس بـندگان بـاشد چه غم او را شناس
آنـکـه از کـنـه کـمـالـش قـاصـرســت ادراک عـقـلراسـت چـونـان کـز کـمـال عـقـل ادارک حـواس
آکـه بــا جــودش سـبــکـسـاری نـیـایـد ز انـتــظـاروانکـه بـا بـذلـش گـرانبـاری نبـاشـد از سـپـاس
یـابــد از یـک الـتــفـاتــش مـلـک اســتــغــنـا نـیـازهـمـچـنـان کـز کـیمـیـا تـرکـیب زر یـابـد نـحـاس
خواستم گفتن که دست و طبع او بحرست و کانعقل گفت این مدح بـاشد نیز بـا من هم پلاس
دســت او را ابــر چــون گـویـی وآنـجــا صــاعــقــهطـبـع او را کـان چـرا خـوانـی و آنـجـا احـتـبـاس
دهـر و دوران در نـهـاد خـویـش از آن عـالـی تــرنـدکـز سـر تـهمت منجـمشـان بـپـیماید بـه طـاس
در لــبــاس ســایـه و نـور زمـان عــقــلــش بــدیـدگفت بـا خود ای عجب نعم البدن بئس اللبـاس
ای نـداده چــرخ جــودت تــن دریـن سـوی شـمـاروی نـهـاده دخـل جـاهت پـای از آن روی قـیاس
ای بـــه رســم خــدمــت از آغــاز دوران داشــتـــهطــارم قـدر تــرا هـنـدوی هـفــتــم چــرخ پــاس
عـالـم قـدرت مـجــسـم نـیـســت ورنـه بــاشـدیانـدرونـی ســطــح او بــیـرون عـالـم را مـمـاس
مـرگ بــیـرون مـانـد از گـیـتـی چـو تـقـدیـر مـحـالگر درو سـدی کشـی از خـاک حـزم و آب بـاس
بـر تـو حـاجـت نیست کس را عرض کردن احـتـیاجزانکـه بـاشـد از همه کـس التـماسـت التـماس
انـظـرونـا نـقـتـبــس مـن نـورکـم کـی گـفـت چـرخکـافــتــاب از آفــتــاب هـمـتــت کـرد اقـتــبــاس
ختـم شد بـر تو سخا چونان که بـر من شد سخناین سخن در روی گردون هم بگویم بی هراس
دور نبـود کـاین زمان بـر وفـق این دعـوی که رفـتدر دماغش خـود شهادت را همی گردد عطاس
شـاعـری دانـی کـدامـیـن قـوم کـردنـد آنـکـه بــودابـتـداشـان امـرء الـقـیس انـتـهاشـان بـوفـراس
واینکه من خـادم همی پـردازم اکنون ساحـریستسـامـری کـو تـا بـیـابــد گـوشـمـال لـامـسـاس
از چـه خـیزد در سخـن حـشو از خـطا بـینی طبـعوز چـه خـیزد پـرزه بـر دیـبـا ز نـاجـنـسـی لـاس
تــا بــود ســیـر الـســوانـی در ســفــر دور فــلـکوانــدران دوران نــظـــیــر گـــاو او گـــاو خـــراس
گــاو گــردون هـرگــز انـدر خــرمـن عــمـرت مـبــادتــا مـه کــشــت زار آســمـان را هـســت داس
تـا کـه بـاشـد این مثـل کـالیاس احـدی الراحـتـینبــادی انـدر راحـتــی کـورا نـبــاشـد بــیـم یـاس
دامــن بـــخـــت تـــو پـــاک از گــرد آس آســمــانوز جـفای آسـمان خـصم تـو سـرگردان چـو آس
بـی سـپـده دم شـب خـذلـان بـدخـواهت چـنانکتـا بـه صـبـح حـشـر می گوید احـاد ام سـداس



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.