ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



فی الحکمة

RSS
تغییر یافته در 2011/08/09 16:49 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان انوری ابیوردی, شعر کهن
آن شــنــیــدســتــی کــه روزی زیـرکــی بــا ابــلــهــیگـفـت کـین والی شـهر ما گـدایی بـی حـیاسـت
گـفـت چــون بــاشــد گـدا آن کـز کـلـاهـش تــکـمـه ایصـد چـو مـا را روزها بـل سـالـها بـرگ و نـواسـت
گـفـتـش ای مـسـکـیـن غـلـط ایـنـک از اینـجـا کـرده ایآن همـه بـرگ و نـوا دانی کـه آنـجـا از کـجـاسـت
در و مــرواریــد طــوقــش اشـــک اطــفــال مــنــســـتلـعـل و یاقـوت سـتـامش خـون ایتـام شـمـاسـت
او کـه تــا آب سـبــو پــیـوسـتـه از مـا خـواسـتـه اسـتگر بـجـویی تـا بـه مغـز اسـتـخـوانش زان ماسـت
خواستن کدیه است خواهی عشر خوان خواهی خراجزانکـه گـر ده نام بـاشـد یک حـقـیقـت را رواسـت
چــون گـدایـی چـیـز دیـگـر نـیـسـت جــز خـواهـنـدگـیهرکه خواهد گر سلیمانست و گر قارون گداست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.