ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



در مدح سلطان اعظم سنجر

RSS
تغییر یافته در 2011/08/09 16:49 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان انوری ابیوردی, شعر کهن
دوش خـوابـی دیـده ام گـو نـیک دیدی نـیک بـادخـواب نـه بــل حـالـتـی کـان از عـجـایـب بــرتـرسـت
خـویشـتـن را دیـدمـی بـر تـیغ کـوهـی گـفـتـییسـنگ او لعـل و نبـاتـش عـود و خـاکـش عـنبـرسـت
ناگـهان چـشـمـم سـوی گـردون فـتـادی دیدمیمـنـبــری گـفـتـی کـه تـرکـیـبــش ز زر و گـوهـرسـت
صـورتــی روحـانـی از بــالـای مـنـبــر مـی نـمـودگـفـتـیـی او آفـتــابــسـت و سـپــهـرش مـنـبــرسـت
بـا دل خـود گفتـم آیا کیست این شخـص شریفهـاتـفـی در گـوش جـانـم گـفـت کـان پـیغـمـبـرسـت
در دو زانـو آمـدم سـر پـیـش و بــر هـم دسـتـهـاراســتــی بــایــد هــنــوزم آن تــصــور در ســرســت
چـون بـرآمـد یک زمـان آهـسـتـه آمـد در سـخـنبـر جـهـان گـفـتـی کـه از نـطـقـش نـثـار شـکـرسـت
بـعـد تـحـمید خـدا این گفـت کای صـاحـب قـرانشـکـر کـن کـانـدر هـمـه جــایـی خــدایـت یـاورسـت
بـار دیگر گفـت کای صـاحـب قران راضـی مبـاشتــا تــرا گـویـنـد کـانـدر مـلـک چــون اســکـنـدرســت
بـازانها کـرد کـای صـاحـب قـران بـر خـور ز مـلـکزآنکه ملکت همچو جان شخص جهان را در خورست
گــر ســکــنـدر زنـده گـردد از تــواضــع هـر زمـانبـا تـو این گـوید کـه جـاهـت را سـکـنـدر چـاکـرسـت
حـق تـعـالی بـا سـکندر هرگز این احـسـان نکردخــســروا تـــو دیــگــری کــار تـــو کــار دیــگــرســت
لـشــکـرت را آیـت نـصــر مـن الـلـه رایـت اســترایــتــت را از مــلــوک و از مــلــایـک لــشــکــرســت
بـیخ جـور از بـاس تـو چـون بـیخ مرجـان آمدستشـاخ دین بـی عدل تـو چـون شاخ آهو بـی بـرسـت
صـیت تـو هفـتـاد کـشـور زانسـوی عـالم گرفـتتـو بـدان منگر که عـالم هفـت یا شـش کشـورسـت
هرکـه او در نعـمـتـت کـفـران کـنـد خـونـش بـریززانـکـه فــتــوی داده ام کـو نـیـز در مـن کــافــرســت
بـر سـر شـمـشـیر تـو جـز حـق نمـی راند قـضـاحــکـم شـمـشـیـر تــو حـکـم ذوالـفـقـار حـیـدرسـت
دینـم از غـرقـاب بـدعـت سـر ز رایـت بـرکـشـیـدخـسـروا رای تـو خـورشـید اسـت و دین نیلوفـرسـت
بـر مـن و تـو خـتـم شـد پـیغـمـبـری و خـسـرویایـن ســخــن نـزدیـک هـرکـو عــقـل دارد بــاورســت
چون سخن اینجا رسید الحق مرا در دل گذشتکــیــن کــدامــیـن پــادشــاه عــادل دیـن پــرورســت
زیور این خـطـبـه هر بـاری کـه ای صـاحـب قـرانبــر کـه مـی بـنـدد کـه او شـایـسـتـه ایـن زیـورسـت
گفت بـر سلطان دین سنجـر که از روی حـسابعقد ای صاحـب قران چـون عقد سلطان سنجـرست
شـاد بــاش ای پـادشـا کـز حـفـظ یـزدان تـا ابــدبــر سـر تــو ســایـه چــتــرســت و نـور افـسـرســت
تــا مـوالـیـد جـهـان را سـیـزده رکـن اسـت اصـلزانـکـه نـه عـلـوی پــدر وان چـار سـفـلـی مـادرسـت
بـادی اندر خـسـروی در شـش جـهت فـرمان رواتــا بــر اوج آسـمـان لـشـکـرگـه هـفـت اخــتــرســت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.