ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



در نکوهش روزگار

RSS
تغییر یافته در 2011/08/10 00:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان انوری ابیوردی, شعر کهن
یــک چـــنــد روزگـــار نــه از راه مــکـــرمـــتبـر ما دری ز نعمت گیتی گشاده بود
چـون چـیـز انـدکـی بــه هـم افـتـاد بــاز بــردگفتی که نزد ما بـه امانت نهاده بـود
وامــروز هــرکــه گــویــدم آن نــیـم ثــروتــیکـز مـادر زمـانـه بـه تـدریـج زاده بـود
چون با تو نیست گویمش آن بازخواست زودگویی دهنده از سر جودی نداده بود
گردون چو سگ بـه فضله خود بـازگشت کردبیچاره او که کارش بـا این فتاده بـود
***
کـســی را کـه بــد مـســت بــاشــد، قــفــاچـنان کـن بـه سـیلی کـه نیلی بـود
کــه پـــیــران هــشـــیــار دل گــفـــتـــه انــدکـه درمـان بــدمـسـت سـیـلـی بـود



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.