ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



مطایبه ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/10 00:55 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان انوری ابیوردی, شعر کهن
حـکایت اسـت بـه فـضـل اسـتـماع فـرمایندبـه شـرط آنکـه نگـیرنـد از این سـخـن آزار
بــه روزگـار مـلـکـشـه عـرابــیـی خــج کـولمـگـر بـه بـارگـهـش رفـت از قـضـا گـه بـار
سؤال کــرد کــه امــســال عــزم حــج دارممــرا اگــر بــدهــد پــادشــاه صــد دیــنــار
چـو حـلقـه در کـعـبـه بـگـیرم از سـر صـدقبـرای دولـت و عـمـرش دعـا کـنم بـسـیار
چو پادشه بشنید این سخن به خازن گفتکه آنچه خواست عرابـی بـرو دوچـندان آر
بــرفـت خـازن و آورد و پــیـش شـه بــنـهـادبه لطف گفت شه او را که سید این بردار
سـپـاس دار و بـدان کین دویست دینارستصــدســت زاد تــرا و کــرای و پــای افــزار
صـد دگـر بـه خـمـوشـانه می دهم رشـوتنــه بــهـر مــن ز بــرای خــدای را زنــهــار
که چون بـه کعبـه رسی هیچ یاد من نکنیکــه از وکــیــل دربـــد تـــبـــاه گــردد کــار



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.