ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



لطیفه

RSS
تغییر یافته در 2011/08/09 17:00 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان انوری ابیوردی, شعر کهن
مـرا دی یاسـمـن پـیغـام دادسـتبـه تـو ای صـاحـب و صـدر یـگـانـه
ز هر نوعی سخن گفتست پنهانغـــرض را درج کــرده در مــیــانــه
چـه فـرمـایـی کـنـون پــیـغـام او رابـه سـمـع تـو رسـانـد بـنـده یـانـه
مرا گفـتـسـت فـردا کاتـش صـبـحزنــد از کـــوره مــشـــرق زبـــانــه
بـگـو او را کـه مـی گـویـد فـلـانـیکه ای خلقت چو جودت بی کرانه
چــو در سـالـی مـرا ده روز افـزوننـبــاشـد نـوبـت از گـشـت زمـانـه
پــس از ده روز خـود تـاخـیـر کـردمشــوم تــا ســال دیـگـر آفـســانـه
کنون درخـواسـتـی دارم ز خـلقـتهـمــانــا نــاورد بــا مــن بــهــانــه
دو روزک نـیز در صـحـن چـمـن آیبــگـو تــا مـطــرب آرنـد و چــغـانـه
بـه زیر سـایه گـل شـادمـان بـاشمـرا از لـطـف خـود کـن شـادمـانـه
چـون مـن بـهر تـو آیم خـوب نـبـودمـن انـدر بــاغ و تـو در تـاب خـانـه



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.