ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



چند پند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 19:01 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان پروین اعتصامی, شعر کهن
کـسـی که بـر سـر نرد جـهان قـمار نکـردســیـاه روزی و بــدنـامـی اخــتــیـار نـکـرد
خـوش آنکه از گل مسموم بـاغ دهر رمیدبـرفـق گـر نـظـری کـرد، جـز بـه خـار نکـرد
بـه تـیه فـقر، ازان روی گشـت دل حـیرانکــه هـیـچــگــه شــتــر آز را مـهـار نـکــرد
نداشـت دیده تـحـقـیق، مـردمی کـاز دوربــدیـد خــیـمــه اهـریـمــن و فــرار نــکــرد
شکار کرده بـسی در دل شب، این صیادمـگـو کـه روز گـذشـت و مـرا شـکـار نکـرد
سـپـهر پـیر بـسی رشتـه محـبـت و انسگـرفـت و بـسـت بـهم، لیک اسـتـوار نکـرد
مشو چو وقت، که یک لحظه پـایدار نماندمشـو چـو دهر، کـه یک عـهد پـایدار نکـرد
بــرو ز مـورچــه آمـوز بــردبــاری و سـعـیکـه کــار کـرد و شــکــایـت ز روزگـار نـکـرد
غــبــار گـشــت ز بــاد غـرور، خــرمـن دلچــنـیـن مـعـامـلـه را بــاد بــا غـبــار نـکـرد
سفینه ای که در آن فتـنه بـود کشتـیبـانبـرفـت روز و شـب و ره سـوی کـنـار نکـرد
مـبـاف جـامـه روی و ریا، کـه جـز ابـلـیسکس این دو رشته پـوسیده پـود و تار نکرد
کـســی ز طـعـنـه پــیـکـان روزگـار رهـیـدکه گاه حـمله او، سـسـتـی آشـکـار نکـرد
طبـیب دهر، بـسـی دردمند داشت ولیکطـبــیـب وار سـوی هـیـچ یـک گـذار نـکـرد
چـرا وجـود مـنـزه بــه تـیـرگـی پــیـوسـتچــرا مـحــافـظــت پــنـبــه از شــرار نـکـرد
ز خواب جهل، بس امسالها که پار شدندخوش آنکه بیهده، امسال خویش پار نکرد
روا مـدار پــس از مـدت تــو گـفـتــه شـودکـه دیـر مـانـد فــلـانـی و هـیـچ کـار نـکـرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.