ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



دو همراز

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 11:02 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان پروین اعتصامی, شعر کهن
در آبـگـیر، سـحـرگـاه بـط بـماهی گـفـتکه روز گشت و شنا کردن و جـهیدن نیسـت
بـساط حلقه و دامست یکسر این صحراچـنـین بـسـاط، دگـر جـای آرمـیـدن نـیـسـت
تـرا همـیشـه ازین نـکـتـه بـا خـبـر کـردمولـیک، گـوش تـرا طـاقـت شـنـیـدن نـیـسـت
هـزار مـرتــبــه گـفـتــم کـه خـانـه صـیـادمـکـان ایـمـنـی و خـانـه بــرگـزیـدن نـیـسـت
من از میان بروم، چون خطر شود نزدیکتـو چـون کـنی، که تـرا قـدرت پـریدن نیسـت
هـزار چـشـمـه روشـن، هزار بـرکـه پـاکبـهای یک رگ و یکقطره خون چکیدن نیست
بـگفـت منزل مقـصـود آنچـنان دور اسـتکـه فـکـر کـوتـه مـا را بـدان رسـیدن نـیسـت
هزار رشـتـه، بـرین کـارگـاه مـی پـیچـنـدولی چه سود، که هر دیده بهر دیدن نیست
ز خرمن فلک، ایدوست خوشه ای نبـریکه غنچـه و گل این بـاغ، بـهر چـیدن نیسـت
اگـر ز آب گـریـزی، بــخـشـکـیـت بــزنـنـدازین حـصـار، کـسـی را ره رهـیـدن نـیـسـت
بـه پـرتـگـاه قـضـا، مـرکـب هوی و هوسسـبـک مران که مجـال عنان کشیدن نیست
بپای گلبن زیبـای هستی، این همه خاربـرای چـیسـت، اگـر از پـی خـلـیدن نـیسـت
چنان نهفتـه و آهسته می نهند این دامکـه هیچ فـرصـت تـرسـیدن و رمیدن نیسـت
سموم فتـنه، چـو بـاد سحرگهی نسوزدبـجـز نـشـان خـرابـی، در آن وزیـدن نـیسـت
چو من بـخاک تپیدم، تو سوختی بـشراردگـر حـدیث شـنـا کـردن و چـمـیدن نـیسـت
بـراه گـرگ حـوادث، شـبــان بـخـواب رودچـو خـفت، گله چـه داند گه چـریدن نیسـت
بـرید و دوخت قبـای من و تـو درزی چـرخز هـم شـکـافـتـن و طـرح نـو بـریدن نـیسـت
مـتـاع حـادثـه، روزی بـقـهـر بــفـروشـنـدچـه غم خـورند که ما را سـر خـریدن نیسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.