ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



صاف و درد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 11:04 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان پروین اعتصامی, شعر کهن
غـنچـه ای گفـت بـه پـژمرده گلیکــــــه ز ایـــــام، دلـــــت زود آزرد
آب، افــزون و بــزرگــســت فــضــاز چه رو، کاستـی و گشتـی خرد
زینهمه سبزه و گل، جز تو کسینه فتاد و نه شکست و نه فسرد
گفـت، زنگی کـه در آئینه ماسـتنه چـنـانـسـت کـه دانـنـد سـتـرد
دی، می هسـتـی ما صـافی بـودصـاف خـوردیم و رسـیدیم بـه درد
خـیره نـگـرفـت جـهان، رونـق مـنبـگـرفـتـش ز مـن و بـر تـو سـپـرد
تــا کــنــد جــای بــرای تــو فــراخبــاغـبـان فـلـکـم سـخـت فـشـرد
چـه تـوان گـفـت بـه یغـمـاگـر دهرچـه تـوان کـرد، چـو مـیـبـاید مـرد
تــو بــبــاغ آمــدی و مــا رفــتــیـمآنـــکــــه آورد تــــرا، مـــا را بــــرد
انـدریـن دفـتــر پــیـروزه، ســپــهـرآنـچـه را مـا نـشـمـردیم، شـمـرد
غـنچـه، تـا آب و هوا دید شـکفـتچه خبـر داشت که خواهد پـژمرد
سـاقـی مـیکـده دهـر، قـضـاسـتهمه کس، بـاده ازین ساغر خورد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.