ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



کوته نظر

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 19:06 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان پروین اعتصامی, شعر کهن
شمع بـگریسـت گه سـوز و گدازکـاز چـه پـروانه ز مـن بـیخـبـر اسـت
بـسوی من نگذشت، آنکه همیسـوی هر بـرزن و کـویش گذر اسـت
بـسـرش، فکر دو صد سـودا بـودعاشق آنست که بی پا و سر است
گـفـت پــروانـه پــر سـوخـتــه ایکـه تــرا چـشـم، بــایـوان و در اسـت
مـن بـپـای تـو فـکـندم دل و جـانروزم از روز تــو، صـد ره بــتــر اســت
پــر خــود ســوخــتــم و دم نـزدمگـر چــه پــیـرایـه پــروانـه، پــر اسـت
کـس ندانسـت کـه من میسـوزمسـوخـتـن، هیچ نگفـتـن، هنر اسـت
آتــش مـا ز کـجــا خــواهـی دیـدتـو که بـر آتـش خـویشت نظر اسـت
بــه شـرار تــو، چـه آب افـشـانـدآنکـه سـر تـا قـدم، انـدر شـرر اسـت
بـا تـو مـیسـوزم و میگـردم خـاکدگــر از مـن، چــه امـیـد دگـر اســت
پـر پـروانه ز یک شعله بـسوخـتمهلت شمع ز شب تـا سـحـر اسـت
سوی مرگ، از تو بسی پیشترمهر نفـس، آتـش مـن بـیشـتـر اسـت
خـویشـتـن دیدن و از خـود گفتـنصــفــت مـردم کــوتــه نـظــر اســت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.