ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



کودک آرزومند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 19:06 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان پروین اعتصامی, شعر کهن
دی، مرغـکی بـمادر خـود گفت، تـا بـچـندمـانـیم مـا هـمـیـشـه بـتـاریـک خـانـه ای
من عمر خویش، چون تو نخواهم تباه کرددر سـعـی و رنـج سـاخـتــن آشـیـانـه ای
آیــد مــرا چـــو نــوبـــت پـــرواز، بـــر پـــرماز گـل بـسـبـزه ای و ز بـامـی بـخـانـه ای
خـندید مـرغ زیرک و گـفـتـش تـو کـودکـیکـودک نـگـفـت، جـز سـخـن کـودکـانه ای
آگــاه و آزمــوده تـــوانــی شــد، آن زمــانکآگــه شــوی ز فــتــنـه دامـی و دانـه ای
زیـن آشــیـان ایـمـن خــود، یـادهـا کــنـیچــون ســازد از تــو، حــوادث نـشـانـه ای
گردون، بـر آن رهست که هر دم زند رهیگیتی، بر آن سر است که جوید بهانه ای
بــاغ وجــود، یـکــســره دام نـوائب اســتاقبـال، قصـه ای شـد و دولت، فسـانه ای
پـنهان، بـهر فـراز که بـینی نشـیبـهاسـتمـقـدور نیسـت، خـوشـدلـی جـاودانه ای
هر قطره ای که وقت سحر، بـر گلی چکدبـحـری بـود، که نیسـتـش اصـلا کرانه ای
بـنگر، بـه بـلبـل از ستـم بـاغبـان چه رفتتــا کـرد سـوی گـل، نـگـه عـاشـقـانـه ای
پــرواز کـن، ولـی نـه چـنـان دور ز آشـیـانمــنـمــای فــکــر و آرزوی جــاهـلــانـه ای
بـین بـر سر که چرخ و زمین جـنگ میکنندغـیر از تـو هیچ نیسـت، تـو اندر مـیانه ای
ای نور دیده، از همه آفاق خـوشتـر اسـتآرامــگــاه لــانــه و خـــواب شــبـــانــه ای
هر کـس که تـوسـنی کـند، او را کنند رامدر دســـت روزگـــار، بـــود تـــازیــانـــه ای
بــســیـار کــس، ز پــای در آورد اســب آزآن را مــگــر نــبــود، لــگــام و دهـانــه ای



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.