ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده ام

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 11:11 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان پروین اعتصامی, شعر کهن
پـدر آن تـیشـه که بـر خـاک تـو زد دسـت اجـلتـیشـه ای بـود کـه شـد بـاعـث ویرانی مـن
یـوســفــت نــام نـهـادنـد و بــه گــرگــت دادنـدمرگ، گرگ تـو شد، ای یوسـف کنعانی من
مــه گـــردون ادب بـــودی و در خـــاک شـــدیخـاک، زندان تـو گـشـت، ای مه زندانی من
از نــدانــســـتـــن مــن، دزد قــضـــا آگــه بـــودچـو تــو را بــرد، بــخـنـدیـد بــه نـادانـی مـن
آن کــه در زیـر زمــیـن، داد ســر و ســامــانــتکاش میخـورد غـم بـی سـر و سـامانی من
بــسـر خـاک تـو رفـتــم، خـط پــاکـش خـوانـدمآه از این خـط که نوشـتـند بـه پـیشـانی من
رفــتــی و روز مــرا تــیــره تــر از شــب کــردیبـی تـو در ظـلـمـتـم، ای دیـده نـورانـی مـن
بی تو اشک و غم و حسرت همه مهمان منندقـدمی رنجـه کـن از مـهر، بـه مهمـانی مـن
صـــفـــحـــه روی ز انــظـــار، نــهــان مــیــدارمتـا نخـوانند بـر این صـفـحـه، پـریشـانی مـن
دهر، بـسـیار چـو من سـربـگریبـان دیده اسـتچـه تـفـاوت کـندش، سـر بـه گـریبـانی مـن
عـضـو جـمعـیت حـق گـشـتـی و دیگـر نخـوریغـم تـنـهـائی و مـهـجـوری و حـیـرانـی مـن
گــل و ریـحــان کــدامـیـن چــمـنـت بــنـمـودنـدکه شکستی قفس، ای مرغ گلستانی من
مــن کــه قــدر گــهـر پــاک تــو مـیـدانـســتــمز چـه مـفـقـود شـدی، ای گـهر کـانـی مـن
مـن کــه آب تــو ز ســرچــشــمـه دل مـیـدادمآب و رنگـت چـه شـد، ای لـاله نعـمانی من
مـن یکـی مـرغ غـزلـخـوان تـو بـودم، چـه فـتـادکـه دگـر گـوش نـداری بــه نـوا خـوانـی مـن
گـنـج خـود خـوانـدیـم و رفـتـی و بـگـذاشـتـیـمای عجب، بـعد تـو بـا کیست نگهبـانی من!



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.