ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٦: خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 20:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
خـمی کـه ابـروی شـوخ تـو در کـمان انداخـتبــه قـصــد جــان مـن زار نـاتــوان انـداخــت
نـبــود نـقـش دو عــالـم کـه رنـگ الـفـت بــودزمـانه طـرح مـحـبـت نه این زمـان انـداخـت
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کردفریب چشم تـو صد فتـنه در جـهان انداخت
شراب خورده و خوی کرده می روی بـه چـمنکـه آب روی تــو آتــش در ارغـوان انـداخــت
بـه بـزمـگـاه چـمـن دوش مـسـت بـگـذشـتـمچـو از دهان تـوام غـنچـه در گـمان انداخـت
بــنـفـشــه طــره مـفـتــول خــود گـره مـی زدصـبــا حـکـایـت زلـف تــو در مـیـان انـداخـت
ز شـرم آن کـه بـه روی تـو نـسـبــتـش کـردمسمن به دست صبا خاک در دهان انداخت
مـن از ورع مـی و مـطـرب ندیدمـی زین پـیشهـوای مـغـبــچـگـانـم در ایـن و آن انـداخـت
کـنـون بــه آب مـی لـعـل خـرقـه مـی شـویـمنـصـیـبــه ازل از خـود نـمـی تــوان انـداخـت
مـگـر گـشـایـش حـافـظ در ایـن خـرابــی بــودکه بـخـشـش ازلش در می مغـان انداخـت
جـهان بـه کـام من اکـنون شـود کـه دور زمانمـرا بـه بــنـدگـی خـواجـه جـهـان انـداخـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.