ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٢٨: نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 12:59 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
نـیـسـت در شـهـر نـگـاری کـه دل مـا بــبـردبـخـتـم ار یار شود رخـتـم از این جـا بـبـرد
کو حـریفی کش سرمست که پـیش کرمشعـاشـق سـوخـتـه دل نـام تــمـنـا بــبــرد
بــاغـبــانـا ز خـزان بــی خـبــرت مـی بـیـنـمآه از آن روز کــه بــادت گــل رعــنـا بــبــرد
رهزن دهـر نـخـفـتـه سـت مـشـو ایمـن از اواگـر امـروز نـبــرده ســت کـه فـردا بــبــرد
در خیال این همه لعبـت بـه هوس می بـازمبـو کـه صـاحـب نظـری نام تـمـاشـا بـبـرد
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آوردتـرسم آن نرگس مسـتـانه بـه یغما بـبـرد
بـانگ گـاوی چـه صـدا بـازدهد عـشـوه مخـرسامری کیست که دست از ید بیضا ببرد
جـام مـیـنـایی مـی سـد ره تـنـگ دلـیـسـتمنه از دسـت که سیل غمت از جـا بـبـرد
راه عـشـق ار چـه کـمینگاه کمانداران اسـتهر کـه دانسـتـه رود صـرفـه ز اعـدا بـبـرد
حـافـظ ار جـان طـلـبـد غـمـزه مـسـتـانـه یـارخـانـه از غـیـر بــپــرداز و بــهـل تـا بــبــرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.