ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٣: در نظربازی ما بی خبران حیرانند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:02 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
در نـظـربـازی مـا بـی خـبـران حـیـرانـنـدمـن چـنینـم کـه نـمـودم دگـر ایشـان داننـد
عـاقـلـان نـقـطـه پــرگـار وجــودنـد ولـیعـشـق دانـد کـه در این دایره سـرگـرداننـد
جـلـوه گـاه رخ او دیده مـن تـنها نیسـتمـاه و خـورشـید همـین آینه مـی گـردانـنـد
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدامـا هـمـه بــنـده و ایـن قــوم خــداونـدانـنـد
مفلسـانیم و هوای می و مطـرب داریمآه اگـر خـرقـه پـشـمـین بـه گـرو نسـتـاننـد
وصل خورشید بـه شبـپـره اعمی نرسدکـه در آن آیـنـه صـاحــب نـظـران حـیـرانـنـد
لاف عشـق و گله از یار زهی لاف دروغعـشـقـبـازان چـنـین مـسـتـحـق هجـرانـنـد
مـگـرم چـشـم سـیـاه تـو بـیـامـوزد کـارور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند
گـر بـه نـزهتـگـه ارواح بـرد بـوی تـو بـادعقل و جان گوهر هستـی بـه نثار افشانند
زاهد ار رندی حـافظ نکند فهم چـه شـددیـو بــگـریـزد از آن قـوم کـه قـرآن خــوانـنـد
گر شـوند آگه از اندیشـه ما مغـبـچـگانبـعد از این خـرقه صـوفی بـه گرو نسـتـانند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.