ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٨: گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:02 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
گـفـتـم کـی ام دهان و لـبـت کـامران کـنندگفتـا بـه چـشم هر چه تـو گویی چنان کنند
گـفـتـم خـراج مـصـر طـلـب مـی کـند لـبـتگـفـتـا در ایـن مـعـامـلـه کـمـتـر زیـان کـنـنـد
گـفـتـم بـه نقـطـه دهنـت خـود کـه بـرد راهگفت این حـکایتـیست که بـا نکتـه دان کنند
گفتـم صنم پـرسـت مشـو بـا صـمد نشـینگفتـا بـه کوی عشـق هم این و هم آن کنند
گـفـتـم هـوای مـیـکـده غـم مـی بــرد ز دلگفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند
گفتـم شراب و خـرقه نه آیین مذهب استگـفـت این عـمل بـه مذهب پـیر مغـان کـنند
گـفـتـم ز لعـل نوش لـبـان پـیر را چـه سـودگـفـتـا بـه بـوسـه شـکـریـنـش جـوان کـنـنـد
گفتم که خواجه کی به سر حجله می رودگفـت آن زمان که مشـتـری و مه قـران کنند
گـفـتــم دعـای دولـت او ورد حــافـظ اسـتگـفـت این دعـا ملـایک هفـت آسـمـان کـنند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.