ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٤٠: ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:04 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
ابــــر آذاری بــــرآمــــد بــــاد نــــوروزی وزیـــدوجه می می خواهم و مطرب که می گوید رسید
شـاهدان در جـلوه و من شرمسـار کیسـه امبـار عشق و مفلسی صعب است می باید کشید
قحط جود است آبروی خود نمی بـاید فروختبــاده و گــل از بــهـای خــرقــه مـی بــایـد خــریـد
گوییا خـواهد گشـود از دولتـم کاری که دوشمـن همـی کـردم دعـا و صـبـح صـادق مـی دمـید
بـا لـبـی و صـد هزاران خـنده آمد گـل بـه بـاغاز کـریـمـی گـویـیـا در گـوشـه ای بــویـی شـنـیـد
دامنی گر چـاک شـد در عالم رندی چـه بـاکجــامــه ای در نـیـک نـامـی نـیـز مـی بــایـد دریـد
این لطـایف کز لب لعل تـو من گفتـم که گفتویـن تــطـاول کـز سـر زلـف تـو مـن دیـدم کـه دیـد
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشقگـوشــه گـیـران را ز آســایـش طـمـع بــایـد بــریـد
تـیر عـاشـق کـش ندانم بـر دل حـافـظ کـه زداین قـدر دانم کـه از شـعـر تـرش خـون می چـکید



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.