ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٧١: دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:05 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپـرسکه چنان ز او شده ام بی سر و سامان که مپرس
کـس بـه امـیـد وفـا تـرک دل و دیـن مـکـنـادکـه چـنانم من از این کـرده پـشـیمـان کـه مـپـرس
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیستزحـمـتـی مـی کـشـم از مـردم نـادان کـه مـپـرس
زاهد از ما بـه سـلامت بـگذر کاین می لعـلدل و دین می بـرد از دست بـدان سان که مپـرس
گفت وگوهاسـت در این راه که جـان بـگدازدهر کسـی عـربـده ای این که مبـین آن که مپـرس
پــارسـایـی و سـلـامـت هـوسـم بــود ولـیشـیوه ای مـی کـنـد آن نرگـس فـتـان کـه مـپـرس
گـفـتـم از گـوی فـلک صـورت حـالی پـرسـمگفـت آن می کـشـم اندر خـم چـوگان کـه مپـرس
گفتـمش زلف بـه خـون که شکسـتـی گفتـاحـافـظ این قـصـه دراز اسـت بـه قـرآن کـه مـپـرس



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.