ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٧٨: شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:06 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورشکـه تــا یـک دم بــیـاسـایـم ز دنـیـا و شـر و شـورش
سـمـاط دهـر دون پـرور نـدارد شـهـد آسـایشمـذاق حـرص و آز ای دل بـشـو از تـلـخ و از شـورش
بـیاور می کـه نتـوان شـد ز مکـر آسـمان ایمنبــه لـعـب زهـره چــنـگـی و مـریـخ ســلـحــشـورش
کـمـند صـید بـهرامی بـیفـکـن جـام جـم بـردارکه من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
بــیـا تــا در مـی صــافــیـت راز دهـر بــنـمـایـمبـه شـرط آن که ننمایی بـه کـج طـبـعـان دل کـورش
نظر کردن بـه درویشان منافی بـزرگی نیسـتسـلـیمـان بـا چـنان حـشـمت نظـرها بـود بـا مورش
کمان ابـروی جـانان نمی پـیچـد سـر از حـافـظولـیـکـن خـنـده مـی آیـد بــدیـن بــازوی بــی زورش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.