ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣١٤: دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:07 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
دوش بـیـمـاری چـشـم تـو بــبــرد از دسـتـملیکن از لطف لبـت صورت جان می بستم
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیستدیرگاه اسـت کز این جـام هلالی مسـتـم
از ثبـات خودم این نکته خوش آمد که به جوردر سـر کوی تـو از پـای طلب ننشـسـتـم
عـافـیت چـشـم مـدار از من میخـانه نشـینکه دم از خـدمت رندان زده ام تـا هسـتـم
در ره عشق از آن سوی فنا صد خـطر استتـا نگویی که چو عمرم بـه سر آمد رستم
بـعـد از اینم چـه غم از تـیر کج انداز حـسـودچون به محبوب کمان ابروی خود پیوستم
بـوسـه بـر درج عـقـیق تـو حـلـال اسـت مـراکه بـه افسوس و جفا مهر وفا نشکستـم
صـنـمـی لـشـکـریم غـارت دل کـرد و بـرفـتآه اگـر عـاطــفـت شــاه نـگـیـرد دســتــم
رتـبـت دانـش حـافـظ بـه فـلـک بـرشـده بـودکرد غمخـواری شـمشـاد بـلندت پـسـتـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.