ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٢٤: گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:08 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
گــر چــه افــتــاد ز زلــفــش گــرهــی در کــارمهمچنان چـشم گشاد از کرمش می دارم
بـه طرب حـمل مکن سرخی رویم که چـو جـامخون دل عکس برون می دهد از رخسارم
پــرده مـطــربــم از دســت بــرون خــواهـد بــردآه اگـر زان کـه در ایـن پـرده نـبـاشـد بـارم
پـاسـبـان حـرم دل شـده ام شـب هـمـه شـبتــا در ایـن پــرده جـز انـدیـشـه او نـگـذارم
منم آن شـاعـر سـاحـر که بـه افـسـون سـخـناز نی کـلـک همـه قـند و شـکـر می بـارم
دیـده بــخــت بــه افـســانـه او شــد در خــوابکـو نـسـیمـی ز عـنـایـت کـه کـنـد بـیدارم
چــون تــو را در گــذر ای یــار نــمــی یــارم دیـدبـا کـه گـویم کـه بـگـوید سـخـنـی بـا یارم
دوش می گفت که حافظ همه روی است و ریابــجــز از خــاک درش بــا کــه بــود بــازارم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.