ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٤٦: من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
مـن نه آن رنـدم کـه تـرک شـاهد و سـاغـر کـنممحتسب داند که من این کارها کمتر کنم
مـن کـه عـیـب تـوبـه کـاران کـرده بـاشـم بـارهـاتوبه از می وقت گل دیوانه بـاشم گر کنم
عـشـق دردانه سـت و من غـواص و دریا میکـدهسر فروبـردم در آن جـا تـا کجـا سر بـرکنم
لاله ساغرگیر و نرگس مست و بـر ما نام فسقداوری دارم بـسـی یا رب کـه را داور کـنـم
بـازکـش یک دم عـنان ای تـرک شـهرآشـوب منتـا ز اشک و چهره راهت پـرزر و گوهر کنم
مـن کـه از یـاقـوت و لـعـل اشــک دارم گـنـج هـاکی نظر در فیض خورشید بـلنداخـتـر کنم
چـون صبـا مجـموعه گل را بـه آب لطف شسـتکجـدلم خوان گر نظر بـر صفحـه دفتـر کنم
عـهد و پـیمـان فـلـک را نیسـت چـنـدان اعـتـبـارعهد بـا پـیمانه بـندم شرط بـا سـاغر کنم
من که دارم در گدایی گنج سـلطانی بـه دسـتکی طـمع در گردش گردون دون پـرور کنم
گـر چــه گـردآلـود فــقـرم شــرم بــاد از هـمـتــمگر بـه آب چـشمه خـورشید دامن تـر کنم
عاشقان را گر در آتش می پسندد لطف دوستتـنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثـر کنم
دوش لعـلش عـشـوه ای می داد حـافـظ را ولیمن نه آنم کز وی این افسانه ها بـاور کنم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.