ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٤٩: دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
دوش سـودای رخـش گـفـتـم ز سـر بـیرون کـنمگـفـت کـو زنـجـیر تـا تـدبـیر این مـجـنون کـنم
قامتش را سرو گفتم سر کشید از من به خشمدوستـان از راست می رنجـد نگارم چون کنم
نـکـتــه نـاسـنـجــیـده گـفـتــم دلـبــرا مـعـذور دارعـشـوه ای فرمای تـا من طـبـع را موزون کنم
زردرویی مـی کـشـم زان طـبـع نـازک بـی گـنـاهسـاقـیا جـامی بـده تـا چـهره را گـلگـون کـنم
ای نـســیـم مـنـزل لـیـلـی خــدا را تــا بــه کــیربــع را بــرهـم زنـم اطـلـال را جـیـحـون کـنـم
من که ره بـردم بـه گنج حسن بـی پایان دوستصد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم
ای مـه صــاحــب قـران از بــنـده حــافـظ یـاد کـنتــا دعـای دولـت آن حــســن روزافـزون کـنـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.