ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٥٨: غم زمانه که هیچش کران نمی بینم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
غـم زمـانه کـه هیچـش کـران نمـی بـینمدواش جـز مـی چـون ارغـوان نمـی بـینم
بـه تـرک خـدمت پـیر مغـان نخـواهم گفتچـرا کـه مصـلحـت خـود در آن نمی بـینم
ز آفــتــاب قــدح ارتــفــاع عــیـش بــگــیـرچـرا کـه طـالع وقـت آن چـنان نمی بـینم
نشـان اهل خـدا عاشقیسـت بـا خـود دارکه در مشایخ شهر این نشان نمی بینم
بـدین دو دیده حـیران مـن هزار افـسـوسکـه بـا دو آینـه رویش عـیان نـمـی بـینـم
قـد تــو تــا بــشــد از جــویـبــار دیـده مـنبـه جـای سـرو جـز آب روان نـمـی بـینـم
در این خمار کسم جرعه ای نمی بخشدبـبـین کـه اهل دلـی در مـیان نمی بـینم
نشـان موی میانش کـه دل در او بـسـتـمز من مپـرس که خـود در میان نمی بـینم
مـن و سـفـینه حـافـظ کـه جـز در این دریابـضـاعـت سـخـن درفـشـان نـمـی بـینـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.