ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٦١: آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
آن کـه پــامـال جــفـا کـرد چــو خــاک راهـمخاک می بوسم و عذر قدمش می خواهم
مـن نـه آنـم کـه ز جــور تــو بــنـالـم حـاشـابــنـده مـعــتــقــد و چــاکــر دولـتــخــواهـم
بــسـتـه ام در خـم گـیـسـوی تـو امـیـد درازآن مـبـادا کـه کـنـد دسـت طـلـب کـوتـاهـم
ذره خاکم و در کوی تـوام جـای خوش استتـرسـم ای دوسـت که بـادی بـبـرد ناگاهم
پـیر مـیـخـانـه سـحـر جـام جـهـان بـینـم دادو انـدر آن آیـنـه از حــسـن تــو کـرد آگـاهـم
صــوفـی صــومـعـه عــالـم قـدســم لـیـکـنحــالـیـا دیـر مـغــان اســت حــوالـتــگـاهـم
بـا مـن راه نشـین خـیز و سـوی مـیکـده آیتا در آن حلقه بـبـینی که چه صاحب جاهم
مست بـگذشتی و از حافظت اندیشه نبـودآه اگــر دامــن حــســن تــو بــگــیـرد آهــم
خوشم آمد که سحر خسرو خاور می گفتبــا هـمـه پــادشـهـی بــنـده تـورانـشـاهـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.