ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٧٠: صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
صلاح از ما چه می جـویی که مستـان را صلا گفتـیمبـه دور نرگـس مسـتـت سـلامت را دعـا گفـتـیم
در مـیخـانـه ام بـگـشـا کـه هیچ از خـانـقـه نـگـشـودگرت بـاور بـود ور نه سـخـن این بـود و ما گفتـیم
من از چـشـم تـو ای سـاقـی خـراب افـتـاده ام لیکنبـلـایی کـز حـبـیـب آید هـزارش مـرحـبـا گـفـتـیم
اگـر بــر مـن نـبــخـشـایـی پـشـیـمـانـی خـوری آخـربـه خاطر دار این معنی که در خدمت کجا گفتیم
قدت گفتم که شمشاد است بس خجلت به بار آوردکه این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم
جـگر چـون نافـه ام خـون گشـت کـم زینم نمی بـایدجزای آن که بـا زلفت سخن از چین خطا گفتـیم
تـو آتـش گـشـتـی ای حـافـظ ولـی بـا یار درنـگـرفـتز بـدعـهدی گل گویی حـکـایت بـا صـبـا گـفـتـیم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.