ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٨٤: می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
مـی سـوزم از فـراقـت روی از جـفـا بــگـردانهجران بـلای ما شد یا رب بلا بـگردان
مه جـلـوه می نمـاید بـر سـبـز خـنگ گـردونتا او بـه سر درآید بـر رخش پا بـگردان
مر غـول را بـرافشـان یعـنی بـه رغـم سـنبـلگرد چمن بخوری همچون صبا بگردان
یغمای عقل و دین را بـیرون خـرام سرمسـتدر سر کلاه بـشکن در بـر قبـا بـگردان
ای نـور چـشـم مـسـتــان در عـیـن انـتـظـارمچـنگ حزین و جـامی بـنواز یا بـگردان
دوران همی نویسد بر عارضش خطی خوشیـا رب نـوشـتـه بــد از یـار مـا بـگـردان
حافظ ز خوبـرویان بـختـت جـز این قدر نیستگر نیستـت رضایی حـکم قضا بـگردان



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.