ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٩٠: افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
افـســر ســلـطـان گـل پــیـدا شـد از طـرف چــمـنمقـدمش یا رب مبـارک بـاد بـر سـرو و سـمن
خوش به جای خویشتن بود این نشست خسرویتـا نشیند هر کسی اکنون بـه جای خویشتن
خـاتــم جــم را بــشـارت ده بــه حـسـن خـاتــمـتکـاسـم اعـظـم کرد از او کوتـاه دسـت اهرمن
تــا ابــد مـعــمـور بــاد ایـن خــانـه کــز خــاک درشهر نفـس بـا بـوی رحـمـان مـی وزد بـاد یمـن
شــوکــت پــور پــشــنــگ و تــیـغ عــالــمــگــیـر اودر همـه شـهنامـه ها شـد داسـتـان انجـمـن
خــنـگ چــوگــانـی چــرخــت رام شــد در زیـر زیـنشـهسـوارا چـون بـه میدان آمدی گـویی بـزن
جــویـبــار مـلــک را آب روان شــمـشــیـر تــوســتتـو درخـت عدل بـنشان بـیخ بـدخـواهان بـکن
بـعـد از این نشـکفـت اگر بـا نکهت خـلق خـوشـتخـیـزد از صـحـرای ایـذج نـافـه مـشـک خـتــن
گـوشـه گـیـران انـتــظـار جـلـوه خـوش مـی کـنـنـدبــرشـکـن طـرف کـلـاه و بــرقـع از رخ بـرفـکـن
مشـورت بـا عـقـل کـردم گـفـت حـافـظ می بـنوشسـاقـیا مـی ده بـه قـول مـسـتـشـار مؤتـمـن
ای صــبــا بــر ســاقــی بــزم اتــابــک عــرضــه دارتا از آن جام زرافشان جرعه ای بخشد به من



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.