ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٩٨: ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:11 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
ای نور چشم من سخنی هست گوش کنچون ساغرت پر است بـنوشان و نوش کن
در راه عشـق وسـوسـه اهرمن بـسـیسـتپـیش آی و گوش دل بـه پـیام سروش کن
بــرگ نـوا تــبــه شــد و ســاز طـرب نـمـانـدای چنگ ناله بـرکش و ای دف خروش کن
تـسـبـیح و خـرقه لذت مسـتـی نبـخـشدتهمت در این عمل طلب از می فروش کن
پـیـران سـخـن ز تـجـربــه گـویـنـد گـفـتـمـتهان ای پـسر که پـیر شوی پـند گوش کن
بـر هوشمند سـلسـله ننهاد دسـت عشـقخواهی که زلف یار کشی تـرک هوش کن
بـا دوسـتـان مضـایقه در عـمر و مال نیسـتصـد جـان فـدای یـار نـصـیحـت نـیوش کـن
ساقی که جـامت از می صافی تـهی مبـادچــشـم عـنـایـتــی بــه مـن دردنـوش کـن
سـرمسـت در قبـای زرافـشـان چـو بـگذرییک بـوسـه نذر حـافظ پـشـمینه پـوش کن



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.