ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٢١: در سرای مغان رفته بود و آب زده

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:12 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
در ســـرای مـــغـــان رفـــتـــه بــــود و آب زدهنشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده
سـبـوکـشـان همه در بـندگـیش بـسـتـه کـمرولـی ز تــرک کـلـه چــتــر بــر سـحـاب زده
شــعــاع جــام و قــدح نــور مــاه پـــوشــیــدهعـــذار مــغـــبـــچـــگـــان راه آفـــتـــاب زده
عـروس بــخـت در آن حــجــلـه بــا هـزاران نـازشکسـتـه کسـمه و بـر بـرگ گل گلاب زده
گـرفـتــه ســاغـر عـشـرت فـرشـتــه رحــمـتز جــرعــه بــر رخ حــور و پــری گــلـاب زده
ز شــور و عــربــده شــاهــدان شــیـریـن کــارشـکـر شـکسـتـه سـمن ریخـتـه ربـاب زده
سـلـام کـردم و بـا مـن بـه روی خـندان گـفـتکـه ای خــمـارکــش مـفــلـس شــراب زده
که این کند که تو کردی به ضعف همت و رایز گـنـج خـانـه شـده خـیـمـه بـر خـراب زده
وصــال دولــت بــیــدار تــرســمــت نــدهــنــدکه خفتـه ای تـو در آغوش بـخت خواب زده
بـیا بـه مـیکـده حـافـظ کـه بـر تـو عـرضـه کـنمهـزار صــف ز دعــاهـای مـســتــجــاب زده
فـلـک جـنیبـه کـش شـاه نـصـره الـدین اسـتبــیـا بــبـیـن مـلـکـش دسـت در رکـاب زده
خـرد که ملهم غیب اسـت بـهر کسـب شـرفز بـام عـرش صـدش بـوسـه بـر جـنـاب زده



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.