ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٢٧: چراغ روی تو را شمع گشت پروانه

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:12 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
چــراغ روی تــو را شــمــع گــشــت پــروانـهمرا ز حـال تـو بـا حـال خویش پـروا نه
خـرد کـه قـید مـجـانین عـشـق مـی فـرمـودبـه بـوی سنبـل زلف تـو گشت دیوانه
بـه بـوی زلف تو گر جان به بـاد رفت چه شدهـزار جــان گــرامـی فــدای جــانـانـه
مــن رمــیــده ز غــیــرت ز پــا فــتــادم دوشنگار خویش چو دیدم به دست بیگانه
چه نقشه ها که برانگیختیم و سود نداشتفسون ما بـر او گشتـه است افسانه
بــر آتــش رخ زیـبــای او بــه جــای ســپــنـدبـه غیر خال سیاهش که دید به دانه
بـه مژده جـان بـه صبـا داد شمع در نفسـیز شمع روی تواش چون رسید پـروانه
مـرا بــه دور لـب دوسـت هـسـت پـیـمـانـیکـه بـر زبـان نبـرم جـز حـدیث پـیمـانه
حـدیـث مـدرسـه و خـانـقـه مـگـوی کـه بــازفـتـاد در سـر حـافـظ هـوای مـیخـانـه



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.