ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٥٨: ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:13 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشیبـی زر و گنج بـه صـد حـشـمت قارون بـاشـی
در مقـامی که صـدارت بـه فـقیران بـخـشـندچـشـم دارم که بـه جـاه از همه افزون بـاشی
در ره مـنـزل لـیلـی کـه خـطـرهـاسـت در آنشـرط اول قـدم آن اسـت کـه مـجـنون بـاشـی
نقطـه عشـق نمودم بـه تـو هان سـهو مکنور نـه چـون بــنـگـری از دایـره بـیـرون بــاشـی
کاروان رفت و تـو در خواب و بـیابـان در پـیشکی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
تـاج شـاهـی طـلـبـی گـوهـر ذاتـی بـنـمـایور خـود از تـخـمه جـمشـید و فـریدون بـاشـی
سـاغری نوش کن و جـرعه بـر افلاک فشانچـنـد و چـنـد از غـم ایـام جــگـرخـون بــاشـی
حـافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این استهیچ خـوشدل نپـسـندد که تـو محـزون بـاشی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.