ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٦٢: یا مبسما یحاکی درجا من اللالی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:13 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
یـا مـبــسـمـا یـحـاکـی درجـا مـن الـلـالـییـا رب چــه درخـور آمـد گـردش خــط هـلـالـی
حـالی خیال وصلت خـوش می دهد فریبـمتـا خـود چـه نـقـش بـازد ایـن صـورت خـیـالـی
می ده که گر چـه گشتـم نامه سیاه عالمنـومـیـد کــی تــوان بــود از لــطــف لــایـزالـی
ساقی بـیار جـامی و از خـلوتـم بـرون کشتــا در بــه در بـــگــردم قــلــاش و لــاابـــالــی
از چــار چــیـز مـگـذر گـر عــاقــلـی و زیـرکامن و شراب بی غش معشوق و جای خالی
چون نیست نقش دوران در هیچ حال ثابتحـافـظ مـکـن شـکـایت تـا می خـوریم حـالـی
صـافـیسـت جـام خـاطـر در دور آصـف عـهدقـم فـاسـقـنـی رحــیـقـا اصـفـی مـن الـزلـال
الـمـلــک قــد تــبــاهـی مـن جــده و جــدهیا رب کـه جـاودان بـاد این قـدر و این مـعـالـی
مسـندفـروز دولـت کـان شـکـوه و شـوکـتبــرهـان مـلـک و مـلـت بــونـصـر بـوالـمـعـالـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.