ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٦٨: که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:14 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
کـه بـرد بـه نـزد شـاهـان ز مـن گـدا پـیامـیکه به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
شـده ام خــراب و بــدنـام و هـنـوز امـیـدوارمکـه بـه هـمـت عـزیزان بـرسـم بـه نـیک نـامـی
تـو که کیمیافـروشـی نظـری بـه قلب ما کنکـه بــضــاعـتــی نـداریـم و فـکـنـده ایـم دامـی
عـجـب از وفـای جـانان کـه عـنایتـی نفـرمودنـه بـه نـامـه پـیـامـی نـه بـه خـامـه سـلـامـی
اگر این شراب خام است اگر آن حریف پـختهبــه هـزار بــار بــهـتــر ز هـزار پــخـتــه خــامـی
ز رهم میفکن ای شیخ به دانه های تسبیحکـه چـو مـرغ زیرک افـتـد نفـتـد بـه هیچ دامـی
سر خدمت تو دارم بـخرم به لطف و مفروشکـه چـو بـنده کـمتـر افـتـد بـه مبـارکی غـلامی
بـه کجا بـرم شکایت به که گویم این حکایتکـه لـبــت حـیـات مـا بــود و نـداشـتـی دوامـی
بــگـشـای تـیـر مـژگـان و بــریـز خـون حـافـظکـه چـنان کـشـنده ای را نکـند کـس انتـقـامی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.