ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٧٠: سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:14 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان حافظ, شعر کهن
سـینه مالـامال درد اسـت ای دریغـا مرهمیدل ز تـنـهـایی بـه جـان آمـد خـدا را همـدمـی
چـشـم آسـایـش کـه دارد از سـپــهـر تــیـزروسـاقـیا جـامـی بـه مـن ده تـا بـیاسـایم دمی
زیرکی را گفتـم این احوال بـین خندید و گفتصـعب روزی بـوالعجـب کاری پـریشـان عالمی
سوخـتـم در چـاه صبـر از بـهر آن شمع چـگلشاه تـرکان فارغ است از حـال ما کو رستـمی
در طریق عشقبـازی امن و آسـایش بـلاستریش بـاد آن دل که بـا درد تـو خـواهد مرهمی
اهل کـام و نـاز را در کـوی رنـدی راه نـیسـتره روی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی
آدمـی در عـالـم خـاکـی نمـی آید بـه دسـتعـالـمـی دیگـر بـبـایـد سـاخـت و از نـو آدمـی
خـیز تـا خـاطـر بـدان تـرک سـمرقـندی دهیمکـز نـسـیمـش بـوی جـوی مـولـیان آید همـی
گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشقکـانـدر این دریـا نـمـاید هـفـت دریا شـبـنـمـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.