ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٢

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 03:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, فردوسی
بــپــرسـیـد هـرچـیـز و دریـا بــدیـدوزان روی لشـکـر بـه مغـرب کـشـید
یکی شارستان پیشش آمد بزرگبــدو انــدرون مــردمــانـی ســتــرگ
همـه روی سـرخ و همه مـوی زردهــمــه در خــور جــنــگ روز نــبـــرد
بـه فرمان بـه پـیش سکندر شدنددو تـا گشتـه و دسـت بـر سر شدند
سـکـنـدر بـپـرسـید از سـرکـشـانکـه ایدر چـه دارد شـگـفـتـی نشـان
چـنـین گـفـت بـا او یکـی مـرد پـیرکـه ای شـاه نیک اخـتـر و شـهرگـیر
یکـی آبـگـیـرسـت زان روی شـهـرکــزان آب کــس را نــدیــدیــم بــهــر
چـو خورشید تـابـان بـدانجـا رسیدبـــران ژرف دریـــا شـــود نـــاپـــدیــد
پـس چـشمه در تـیره گردد جـهانشــود آشــکــارای گــیـتــی نــهــان
وزان جـای تـاریک چـنـدان سـخـنشـنـیـدم کـه هـرگـز نـیـایـد بـه بــن
خـرد یـافـتــه مـرد یـزدان پــرسـتبدو در یکی چشمه گوید که هست
گشـاده سـخـن مرد بـا رای و کامهمـی آب حـیوانـش خـوانـد بـه نـام
چـنـین گـفـت روشـن دل پـر خـردکـه هرک آب حـیوان خـورد کـی مرد
ز فـردوس دارد بــران چـشـمـه راهبــشــویــد بــرآن تــن بــریـزد گــنــاه
بـپـرسید پـس شه که تاریک جایبـــدو انــدرون چـــون رود چـــارپـــای
چـنـین پـاسـخ آورد یزدان پـرسـتکـزان راه بــر کـره بــایـد نـشــســت
بـه چـوپـان بـفـرمـود کـاسـپ یلـهســراســر بــه لـشــکـرگـه آرد گـلـه
گــزیـن کــرد زو بــارگــی ده هــزارهـــمـــه چــــار ســـال از در کـــارزار



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.