ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٧

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 19:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, فردوسی
همی رفـت یک مـاه پـویان بـه راهبــه رنـج انـدر از راه شـاه و سـپــاه
چـنین تـا بـه نزدیک کوهی رسـیدکـه جـایی دد و دام و مـاهی نـدید
یـکــی کــوه دیـد از بــرش لــاژوردیـکـی خـانـه بــر سـر ز یـاقـوت زرد
هـمـه خــانـه قــنـدیـلـهـای بــلـورمـیـان انـدرون چــشــمـه آب شـور
نهاده بـر چـشـمـه زرین دو تـخـتبـرو خـوابـنـیـده یـکـی شـوربــخـت
بــه تــن مـردم و سـر چـو آن گـرازبـه بـیـچـارگـی مـرده بـر تـخـت نـاز
ز کــافــور زیـرانــدرش بــســتــریکــشــیــده ز دیــبـــا بـــرو چــادری
یکـی سـرخ گوهر بـه جـای چـراغفـروزان شــده زو هـمـه بــوم و راغ
فـــتـــاده فـــروغ ســـتـــاره در آبز گـوهـر هـمـه خـانـه چـون آفـتـاب
هرانکس که رفتـی که چیزی بـردوگـر خــاک آن خــانـه را بــســپــرد
همه تـنش بـر جـای لرزان شـدیوزان لــرزه آن زنــده ریــزان شــدی
خـروش آمـد از چـشـمـه آب شـورکـه ای آرزومـنـد چــنـدیـن مـشــور
بسی چیز دیدی که آن کس ندیدعـنـان را کـنـون بــاز بـایـد کـشـیـد
کـنـون زنـدگـانـیـت کـوتـاه گـشـتسر تخت شاهیت بی شاه گشت
سـکندر بـتـرسـید و بـرگشـت زودبــه لـشـکـرگـه آمـد بــه کـردار دود
وزان جـایـگـه تـیـز لـشـکـر بــرانـدخـروشان بـسی نام یزدان بـخـواند
ازان کــوه راه بـــیــابـــان گــرفــتغمی گشت و اندیشه جـان گرفت
همی راند پـر درد و گـریان ز جـایسـپـاه از پـس و پـیش او رهنـمـای



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.