ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٩

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 20:01 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان شعر کهن, فردوسی
چوخراد بـر زین بـه خسرو رسیدبگفت آن کجا کرد و دید و شنید
دل شــاه پــرویـز ازان شـاد شـدکـزان بـد گـهر دشـمن آزاد شـد
بـه درویش بـخـشید چـندی درمز پـوشـیـدنـیهـا و از بـیـش وکـم
بـهر پـادشـاهی و خـودکامه یینـوشـتـنـد بـر پـهلـوی نـامـه یی
کـه دارای دارنده یزدان چـه کـردز دشـمـن چــگـونـه بــرآورد گـرد
به قیصر یکی نامه بنوشت شاهچـنـاچـون بـود درخـور پـیشـگـاه
بـه یک هفته مجلس بـیاراستـندبـهر بـر زنی رود و می خواستند
بـه آتـشـکده هم فـرسـتـاد چـیزبـران موبـدان خـلعـت افـگـند نیز
بـخـراد بـرزین چـنین گفـت شـاهکـه زیبـد تـو راگر دهم تـاج و گاه
دهـانـش پــر از گـوهـر شـاهـواربـیاگـنـد و دینـار چـون صـد هـزار
همی ریخت گنجـور در پـای اویبـرین گونه تا تنگ شد جای اوی
بـدو گفت هرکس که پـیچد ز راهشـود روز روشـن بـرو بـر سـیـاه
چو بـهرام بـاشد بـه دشت نبـردکــزو تــرک پــیـرش بــرآورد گـرد
هـمـه مـوبـدان خـوانـدنـد آفـرینکـه بـی تـو مـبـیناد کـهتـر زمـین
چـو بـهـرام بـاد آنـک بـا مـهـر تـونخواهد که رخشان بـود چهر تـو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.