ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٦: دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:26 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
دیدی که یار چـون ز دل ما خـبـر نداشتمـا را شـکـار کـرد و بـیـفـکـنـد و بــرنـداشـت
ما بـی خـبـر شدیم که دیدیم حـسـن اواو خـود ز حـال بـی خـبــر مـا خـبـر نـداشـت
ما را بـه چـشم کرد که تـا صید او شدیمزان پس بـه چشم رحمت بـر ما نظر نداشت
گـفـتـا جـفـا نـجـویم زین خـود گـذر نکـردگـفـتــا وفـا نـمـایـم زان خــود اثــر نـداشــت
وصلش ز دست رفت که کیسه وفا نکردزخمش به دل رسید که سینه سپر نداشت
گفتـند خـرم اسـت شـبـسـتـان وصـل اورفـتـم کـه بـار خـواهم دیدم کـه در نـداشـت
گفـتـم کـه بـر پـرم سـوی بـام سـرای اوچـه سـود مرغ همـت من بـال و پـر نداشـت
خـاقانی ارچـه نرد وفـا بـاخـت بـا غـمشدر شـشـدر اوفـتـاد کـه مـهره گـذر نـداشـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.