ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٢: گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:26 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
گر هیچ شـبـی وصـل دلارام تـوان یافتبـا کـام جـهـان هـم ز جـهـان کـام تـوان یافـت
دل هیچ نیارامـد چـون عـشـق بـجـنـبـددر آتـــش ســوزنــده چـــه آرام تـــوان یــافــت
جان یاد لبش می کند ای کاش نکردیکان لب نه شکاری است که مادام توان یافت
من سوختـم آوخ ز هوس پـختن او لیکبــی آتــش رز دیـگ هـوس خـام تــوان یـافـت
خـاقـانـی اگـر یار نـیابـی چـکـنی صـبـرکــایـن دولــت از ایــام بــه ایــام تــوان یـافــت
نامت نشود تـا نشوی سوخـتـه عشقکـز داغ پــس از سـوخـتـگـی نـام تـوان یـافـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.