ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٣: جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:27 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
جـو بـه جـو عـشـقت شـمار دم زدن بـر من گرفتجـوجـوم کـرد و چـو بـشـنید آه مـن بـر من گـرفـت
آهـی از عـشــقـت درون دل نـهـان مـی داشــتــمچـون بـرون شـد بـی من او راه دهن بـر من گرفت
عـشـقـت آتـش در مـن افـکـند و مـرا گـفـتـا مـنـالنـالــه آتــش بــگــاه ســوخــتــن بــر مـن گــرفــت
دل بـه دست خویشتـن شد کشتـه در پـای غمتخود به خود کرد این و جرم خویشتن بـر من گرفت
عشق می خواهد که چون لاله برون آیم ز پوستمـن چـو گـل بــودم درون پـیـرهـن بــر مـن گـرفـت
گـفــتــم آخــر درد خــاقـانـی دوا یـابــد بــه صــبــرچون طبیب عشق بشنید این سخن بر من گرفت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.