ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٩٠: دولت عشق تو آمد عالم جان تازه کرد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:28 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
دولـت عـشــق تــو آمـد عــالـم جــان تــازه کـردعـقـل، کـافـر بـود آن رخ دیـد و ایـمـان تـازه کـرد
داغ دلـهـا را بــه سـحـر آن جـزع جـادو تــاب دادباغ جان ها را به شرط آن لعل رخشان تازه کرد
تـا ز عهد حـسـن تـو آوازه شـد در شرق و غربآسـمان بـا عشـق بـازی عهد و پـیمان تـازه کرد
عــشــق نــو گــر دیــر آمــد در دل ســـودائیــانهـر کـه را درد کـهـن تـر یافـت درمـان تـازه کـرد
نـور تــو صـحـرا گـرفـت و اشـک مـن دریـا نـمـودمـوسـی آتـش بـاز دید و نـوح طـوفـان تـازه کـرد
بــر دل مــا عــیـد کــرد انــدوه تــو وز صــبــر مــاهرچـه فـربـه دید ناگه کشـت و قربـان تـازه کرد
هر کجا لعل تـو نوش افشاند چشم ما بـه شکردر شـکـر ریز جـمـالـت گـوهر افـشـان تـازه کـرد
از لـبــت هـر سـال مـا را شـکـری مـرسـوم بـودسـال نو گشت آخـر آن مرسـوم نتـوان تـازه کرد
شاد باش از حسن خود کز وصف تو سحر حلالطـبـع خـاقـانی بـه نـظـم آورد و دیوان تـازه کـرد
تـــازگــی امــروز از اشـــعــار او بـــیــنــد عــراقکـو شـعـار مـدحــت شـاه خــراسـان تــازه کـرد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.