ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٠٤: فروغ جمالت نظر برنتابد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:28 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
فــروغ جــمــالــت نــظــر بــرنــتــابــدصـفـات خـیـالـت خـبــر بـرنـتـابــد
بــه کـوی تـو از زحـمـت عـاشـقـانـتنـسـیم سـحـرگـه گـذر بـرنـتـابـد
بـه بـازار تـو مـشـتـری بـی بـصـر بـهکـه جـانان خـریدن بـصـر بـرنتـابـد
بـلائی کـه از عـشـقـت آمد بـه رویمقـضــا بــرنـگـیـرد قـدر بــرنـتــابــد
بـه هر زشتـی از عشق تـو بـرنگردمکه از عشق خوبـان حذر بـرنتابـد
برآنی که خونم بریزی و سهل استچـه عاشق بـود کاینقدر بـرنتـابـد
مـکـن هیچ تـقـصـیر در کـشـتـن مـنکـه کـار عـزیـزان خـطـر بـرنـتـابـد
بـه بـوسه لبـت را کند رنجـه نی نیکـه درد ســر او نـظـر بــرنـتــابــد
بـه کامت ز تـنگی سـخـن در نگنجـدمـیـان تـو جـان را کـمـر بـرنـتـابـد
بـه جـان و سـر تـو که خـاقانی از تـوبه جان گر کنی حکم سر برنتابد
سگ تـوست خاقانی اینک بـه داغتچـنـان دان کـه داغ دگـر بـرنتـابـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.