ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١١٧: آوازه جمالت چون از جهان برآمد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:29 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
آوازه جـــمــالــت چــون از جــهــان بـــرآمــدآواز بـــی نــیــازی از آســـمـــان بـــرآمـــد
تـا پـرده گـشـت مـویـت در پـرده رفـت رویتروز جــهـان فــرو شــد راز نــهـان بــرآمــد
هر کـو چـو شـمع پـرورد از آتـش تـو جـان راجـانش هلـاک تـن شـد خـنده زنان بـرآمد
بـا این جـفـا که اکنون بـا عـاشـقـان نمودیروزی نگفـت یک کس کز یک فـغـان بـرآمد
هـر مـرغ را کـه روزی زلـف تــو دامـگـه شـدآمـد قـضـا کـه روزیـش از آشــیـان بــرآمـد
جان گران بها به تو بخشم به عرض بوسیبـستـان مده جگر که نه بـر تو گران بـرآمد
عـشـق تــو گـوهـری کـه گـنـج روان بــیـرزدوهمم در این فرو شد کو از چه کان برآمد
خاقانی آن تـوست بـر او تـیغ چون کشیدیخـود بـی مـصـاف جـانـا بـا او تـوان بـرآمـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.