ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٣١: تو را نازی است اندر سر که عالم بر نمی تابد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:30 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
تـو را نازی است اندر سر که عالم بـر نمی تـابـدمـرا دردی اسـت اندر دل کـه مـرهم بـر نمی تـابـد
سگ کوی تو را هر روز صد جان تحفه می سازمکـه دنـدان مـزد چـون اوئی ازین کـم بـرنمـی تـابـد
مـرا کـی روی آن بـاشـد کـه در کـوی تـو ره یابـمکه از تنگی که هست آن ره نفس هم برنمی تابد
مرا بـا عـشـق تـو در دل هوای جـان نمی گـنجـدمـگـر یک رخـش در میدان دو رسـتـم بـرنمی تـابـد
مرا کـشـتـی بـه تـیر غـمزه وانگـه طـره بـبـریدیمـکـن، طـره مـبـر کـایـن قـدر مـاتـم بـرنـمـی تـابـد
کـه بــاشـد جـان خـاقـانـی کـه دارد تــاب درد تـوکـه بــردابــرد حـسـن تـو دو عـالـم بـرنـمـی تـابــد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.