ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٦٤: آن را که غم گسار تو باشی چه غم خورد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 18:32 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
آن را که غم گسار تـو بـاشی چـه غم خـوردو آن را که جان تـوئی چه دریغ عدم خورد
شـادی بـه روی آنـکـه بـه روی تـو جـام مـیاز دسـت غـم سـتـاند و بـر یاد غـم خـورد
بــر درگـه تــو نـالـه کــســی را رســد کـه اوچون کوس هرچه زخم بود بر شکم خورد
هرکس که پای داشت به عشق تو هر زماناز دســـت روزگــار دوال ســـتـــم خـــورد
عـشـق تــو بــر ســر مـه عـشـاق آب خــوردگـر مـرد اوسـت بـر سـر ابـدال هم خـورد
زلف تـو کـافـری اسـت کـه هر دم بـه تـازگیخـون هزار کـس خـورد آنگه که کم خـورد
عـالـم تــو را و گـوئی خــاقـانـی آن مـاســتاو آن حـریف نیست کز این گونه دم خورد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.