ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٩: روز عمرم در شب افتاده است باز

RSS
تغییر یافته در 2011/08/17 02:33 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خاقانی, شعر کهن
روز عمرم در شب افتـاده است بـازوز شــبــم روز عـنـا زاده اســت بــاز
گــویـی انــدر دامــن آمــد پــای دلکز پـی آن در سـر افتـاده اسـت بـاز
چـون نشـینم کژ که خـورشید امیدراست بـالای سر استـاده است بـاز
قسم هرکس جرعه بود از جام غمقسـم من تـا خـط بـغـداد اسـت بـاز
هـمـچـو آب از آتــش و آتــش ز بــاددل به جوش و تن به فریاد است باز
شایدم کالماس بـارد چـشم از آنکبـنـد بــر مـن کـوه پـولـاد اسـت بــاز
شـد زبـانم مـوی و شـد مویم زبـاناز تـظـلم کاین چـه بـیداد اسـت بـاز
سینه من کآسمان در خـون اوستاز خـرابـی مـحـنـت آبــاد اسـت بــاز
از مــژه در آتــشــیــن آبــم کــه دلتـف این غـمها بـرون داده اسـت بـاز
رخـت جـان بـربـنـد خـاقـانی ازآنـکدل در غم خـانه بـگشاده اسـت بـاز



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.